تبليغاتX
اندکی اندیشه

اندکی اندیشه

خدايا کفر نمي‌گويم،


پريشانم،

چه مي‌خواهي‌ تو از جانم؟!


مرا بي ‌آنکه خود خواهم اسير زندگي ‌کردي.

 

خداوندا! اگر روزی از عرشت به زیر آیی


و لباس فقر بپوشی


و برای لقمه نانی غرورت را به پای نامردان بشکنی

زمین و آسمانت را کفر میگویی٬ نمیگویی؟

خداوندا اگر در روز گرماگیر تابستانی


تن خسته خویش را بر سایه دیواری


به خاک بسپاری


اندکی آنطرف تر کاخ های مرمرین بینی



زمین و آسمانت را کفر می گویی٬ نمی گویی؟!


خداوندا اگر با مردم آمیزی


شتابان در پی روزی


ز پیشانی عرق ریزی


شب آزرده و دل خسته


تهی دست و زبان بسته


بسوی خانه باز آیی


زمین و آسمانت را کفر می گویی٬ نمی گویی؟!


خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را


بس کن تو ظلمت را


تو در قرآن جاویدت هزاران وعده دادی


تو خود گفتی که نا مردمان بهشت را نمیبینند


ولی من با دو چشم خویشتن دیدم


که نا مردمان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ میسازند


خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را


بس کن تو ظلمت را

تو خود گفتی اگر اهرمن شهوت


بر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت


مصلوب خواهی کرد


ولی من با دو چشم خویشتن دیدم


پدر با نورسته خویش گرم میگیرد


برادر شبانگاهان مستانه از آغوش خواهر کام میگیرد


نگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد


قدم ها در بستر فحشا می لغزد

خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را

بس کن تو ظلمت را


تو خود سلطان تبعیضی


تو خود فتنه انگیزی


اگر در روز خلقت مست نمیکردی


یکی را همچون من بدبخت یکی را بی دلیل آقا نمیکردی


جهانی را اینچنین غوغا نمیکردی

هرگز این سازها شادم نمیسازد


دگر آهم نمیگیرد


دگر بنگ باده و تریاک آرام نمیسازد


شب است و ماه میرقصد


ستاره نقره می پاشد


من اما در سکوت خلوتت آهسته میگریم


اگر حق است زدم زیر خدایی....!!!


خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را


بس کن تو ظلمت را


خداوندا تو می گفتی زنا زشت است و من دانم که عیسی زاده طبع زنا زاد

خداوندیست.

خدا

 

خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را


بس کن تو ظلمت را


زین سپس با دگران عشق و صفا

خواهم کرد

 همچو تو یکسره من ترک وفا خواهم کرد


زین سپس جای وفا چو تو جفا خواهم کرد

ترک سجاده و تسبیح و َردا خواهم کرد


گذر از کوی تو چون باد صبا خواهم کرد


هرگز این گوش من از تو سخن حق نشنید

 مردمان گوش به افسانهَ زاهد ندهید


داده از پند به من پیر خرابات نوید

کز تو ای عهد شکن این دل دیوانه رمید


شِکوه زآین بدت پیش خدا خواهم کرد


درس حکمت همه را خواندم و دیدم به عیان

 بهر هر درد دوایی است دواها پنهان


نسخهَ درد من این بادهَ ناب است بدان

 کز طبیبان جفا جوی نگرفتم درمان


زخم دل را میِ ناب دوا خواهم کرد


من که هم می خورم و دُردی آن پادشهم

بهتر آنست که اِمشب به همانجا بروم


سر خود بر در خُمخانهَ آن شاه نهم

 آنقدر باده خورم تا زغم آزاد شوم


دست از دامن طناز رها خواهم کرد


خواهم از شیخ کشی

شهره این شهر شوم

شیخ و ملاء و مُریدان همه را قهر شوم


بر مذاق همه شیخان دغل زهر شوم

گر که روزی زقضا حاکم این شهر شوم


خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد


زکم و بیش و بسیار بگیرم از شیخ

وجه اندوخته و دینار بگیرم از شیخ


آنقدر جامه و دستار بگیرم از شیخ

باج میخانهَ اَمرار بگیرم از شیخ


وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد


وقف سازم دو سه میخانهَ با نام و نشان

وَندَر آنجا دو سه ساقی به مهروی عیان


تا نمایند همه را واقف ز اسرار جهان

گِرد هر چرخ به من مهلتی ای باده خواران


کف این میکده ها را زعبا خواهم کرد


هر که این نظم سرود خرٌم و دلشاد بُود

خانهَ ذوقی و گوینده اش آباد بُود


انتقادی نبود هر سخن آزاد بُود

 تا قلم در کف من تیشهَ فرهاد بُود

تا ابد در دل این کوه صدا خواهم کرد

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 20:3 توسط جستجوگر |


 از : اکبر گنجی

از نظر قرآن، متفاوت‌ها (مخالفان و منکران)، خفاش، فاسق، مغرض، حسود، فریب‌کار، تبهکار و... به شمار می‌آیند:

۸-۲ـ انه لا یفلح الکافرون:
و کافران‌ رستگار نمی‌شوند (مومنون‌، ۱۱۷).

۹-۲ـ ان الکافرون الا فی غرور:
کافران جز در [توهم] و فریب خوردگی نیستند (ملک، ۲۰).

۱۰-۲ـ وجحدوابها واستیقنتها انفسهم ظلما و علوا فانظر کیف کان عاقبه المفسدین:
با آنکه‌ در دل‌ به‌ آن‌ یقین‌ آورده‌ بودند، ولی‌ از روی‌ ستم‌ و برتری‌جویی‌ انکارش‌ کردند. پس‌ بنگر که‌ عاقبت‌ تبهکاران‌ چگونه‌ بود (نمل‌، ۱۴).

۱۱-۲ـ ومن یرغب عن مله ابراهیم الا من سفه نفسه و لقد اصطفیناه فی الدنیا و انه فی الاخرة لمن الصالحین:
چه کسی از کیش ابراهیم روی برمی‌تابد جز آنکه‌ خود را بی‌خرد ساخته‌ باشد؟ ابراهیم‌ را در دنیا برگزیدیم‌ و او در آخرت‌ نیز از شایستگان‌ است (بقره‌، ۱۳۰).

علامه‌ طباطبایی‌ در تفسیر این آیه‌ می‌نویسد:

«در این‌ آیه‌ مردمی‌ که‌ ایمان‌ به‌ آیین‌ پاک و خالص‌ ابراهیم‌ یعنی‌ حقیقت‌ دین‌ اسلام‌ نمی‌آورند «سفیه‌» شمرده‌ شده‌اند و این‌ خود می‌رساند که‌ عقل‌ انسان‌ را به‌ عبادت‌ و بندگی‌ و تسلیم‌ در مقابل‌ خدا دعوت‌ می‌کند. عقل‌ آن‌ نیست‌ که‌ انسان‌ به‌ وسیله‌ی‌ آن‌ منافع‌ زودگذر مادی‌ را تشخیص‌ می‌دهد و همه‌ چیز را فدای‌ آن‌ کند. عقل‌ آن‌ است‌ که‌ در پرتو آن‌ سعادت‌ جاویدان‌ را بتوان‌ جست‌وجو کرد و منافع‌ آنی‌ را فدای‌ منافع‌ ابدی‌ نمود13

جوادی آملی هم در تفسیر این آیه می‌گوید؛ هرکس دین اسلام را نپذیرد، بی‌خرد است.

بعد هم براساس آیات و روایات می‌گوید نه تنها پیامبرگرامی اسلام از همه‌ی پیامبران بالاترند و همه‌ی پیامبران زیر پرچم ایشان هستند، بلکه:

«سبقت امیرمومنان بر پیامبران پیشین را نیز می‌توان ثابت کرد، زیرا طبق آیه‌ی شریفه مباهله، آن حضرت نفس و جان رسول اکرم است14

پس به این ترتیب، هرکس برتری حضرت علی بر همه‌ی انبیاء را نپذیرد (غیرمسلمان‌ها و غیرشیعیان غالی)، بی‌خرد و سفیه است.

۱۲-۲ـ ان الذین عندالله الاسلام و مااختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ماجاء هم العلم بغیا بینهم و من یکفر بایات الله فان الله سریع الحساب:

هر آینه‌ دین‌ در نزد خدا دین‌ اسلام‌ است‌. و اهل‌ کتاب‌ راه‌ خلاف‌ نرفتند، مگر از آن‌ پس‌ که‌ به‌ حقانیت‌ آن‌ دین‌ آگاه‌ شدند، و نیز از روی‌ حسد آنان‌ که‌ به‌ آیات‌ خدا کافر شوند، بدانند که‌ او به‌ زودی‌ به‌ حساب‌ها خواهد رسید (آل‌ عمران‌، ۱۹).

به گفته‌ی جوادی آملی، مخاطب این آیه، اهل کتاب هستند. یعنی به یهودیان و مسیحیان گفته می‌شود، که دین حق، «فقط اسلام است که عصاره‌اش به صورت قرآن و سنت عترت اطهار درآمده است.»

«پس جز اسلام، دینی از کسی پذیرفته نمی‌شود (ومن یتبغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین)، خواه آن دین (غیراسلام) همه‌ی آن باطل باشد، مانند بت‌پرستی، یا باطل نسبی باشد، مانند دین اهل کتاب که پس از ظهور حضرت خاتم در حکم باطل مطلق است.

قرآن کریم درباره‌ی آنان فرمود: قاتلوا الذین لایومنون بالله ولابالیوم‌الاخر ولایحرمون ما حرم الله و رسوله و لایدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن یدوهم صاغرون15

انسان‌شناسی کهن در تار و پود متن نفوذ کرده است. متنی که در دوران کهن زاده می‌شود، زبان و فرهنگ همان دوران را هم به نمایش می‌گذارد.

به این ترتیب، غیرمسلمان، حسود، حق‌پوش، بی‌خرد و بدتر از حیوان تلقی شده است. قرآن‌ کریم‌، مخالفان‌ و منکران (کفار) را «کر»، «لال‌»، «کور» و... می‌خواند:

۱۳-۲ـ صم بکم عمی فهم لا یرجعون: کرانند، لالانند، کورانند، و باز نمی‌گردند (بقره‌، ۱۸).

۱۴-۲ـ وما نرسل المرسلین الا مبشرین و منذرین و یجادل الذین کفروا بالباطل لیدحضوا به الحق واتخذوا ایاتی و ما انذروا هزوا. و من اظلم ممن ذکر بایات ربه فاعرض عنها و نسی ماقدمت یداه انا جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی اذانهم وقرا و ان تدعهم الی الهدی فلن یهتدوا اذا ابدا:

و ما پیامبران‌ را نفرستادیم‌ جز آنکه‌ به‌ مردم‌ مژده‌ دهند یا بیم‌. و کافرانی‌ که‌ می‌خواهند به‌ نیروی‌ باطل‌، حق‌ را از میان‌ ببرند جدال‌ می‌کنند و آیات‌ و هشدارهای‌ مرا به‌ ریشخند می‌گیرند. کیست‌ ستمکارتر از آن‌ که‌ آیات‌ پروردگارش‌ را برایش‌ بخوانند و او اعراض‌ کند و کارهایی‌ را که‌ از پیش‌ مرتکب‌ شده‌ فراموش‌ کند؟ بر دل‌ ایشان‌ پرده‌ افکندیم‌ تا آیات‌ را در نیابند و گوش‌های‌شان‌ را کر ساختیم‌ که‌ اگر به‌ راه‌ هدایت‌شان‌ فراخوانی‌، هرگز راه‌ نیابند (کهف‌، ۵۶ و ۵۷).

به‌ گفته‌ی‌ علامه‌ طباطبایی‌ این‌ آیه‌:

«رسول‌ خدا (ص‌) را از ایمان‌ آوردن‌ آنان‌ مایوس‌ می‌کند، چون‌ پرده‌ در گوش‌ها و دل‌های‌شان‌ افکنده‌، و دیگر بعد از این‌ نمی‌توانند خود را به‌ سوی‌ هدایت‌ بکشانند، و دیگر نمی‌توانند درباره‌‌ی حق‌ تعقل‌ نموده‌ با هدایت‌ غیر خود و پیروی‌ و شنوایی‌ از غیر خود رشد یابند. دلیل‌ بر این‌ معنا جمله‌ی‌: (وان‌ تدعهم‌ الی‌ الهدی‌ فلن‌ یهتدوا اذا ابدا) است‌ که‌ دلالت‌ بر نفی‌ ابدی‌ اهتدای‌ ایشان‌ می‌کند16

به این ترتیب، غیرمسلمان‌ها، تا ابد از هدایت محروم هستند.

۱۵-۲ـ افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او ءاذان یسمعون بها فانها لاتعمی الابصار و لکن تعمی القلوب التی فی الصدور:

آیا در زمین‌ سیر نمی‌کنند تا صاحب‌ دل‌هایی‌ گردند که‌ بدان‌ تعقل‌ کنند و گوش‌هایی‌ که‌ بدان‌ بشنوند؟ زیرا چشم‌ها نیستند که‌ کور می‌شوند، بلکه‌ دل‌هایی‌ که‌ در سینه‌ها جای‌ دارند کور باشند (حج‌، ۴۶).

۱۶-۲ـ ومنهم من یستمع الیک و جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی ءاذانهم و قرا وان یروا کل أایه لایومنوا بها حتی اذا جاوک یجادلونک یقول الذین کفروا ان هذا الااساطیر الاولین:

بعضی‌ از آنها به‌ سخن‌ تو گوش‌ می‌دهند ولی‌ ما بر قلب‌های‌شان پرده‌ها افکنده‌ایم‌ تا آن‌ را درنیابند و گوش‌های‌شان‌ را سنگین‌ کرده‌ایم‌ و هر معجزه‌ای‌ را که‌ بنگرند بدان‌ ایمان‌ نمی‌آورند و چون‌ نزد تو آیند، با تو به‌ مجادله‌ پردازند. کافران‌ می‌گویند که‌ اینها چیزی‌ جز اساطیر پیشینیان‌ نیست (انعام‌، ۲۵).

۱۷-۲ـ والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الظمان ماء حتی اذاجاء ه لم یجده شیئا و وجدالله عنده فوفئه حسابه والله سریع الحساب. او کظلمات فی بحر لجی یغشه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج یده لم یکد یرئها و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور:

اعمال‌ کافران‌ چون‌ سرابی‌ است‌ در بیابانی‌ تشنه‌، آبش‌ پندارد و چون‌ بدان‌ نزدیک شود هیچ‌ نیابد و خدا را نزد خود یابد که‌ جزای‌ او را به‌ تمام‌ بدهد و خدا زود به‌ حساب‌ها رسد. یا همانند تاریکی‌هایی‌ است‌ در دریایی‌ ژرف‌ که‌ موجش‌ فرو پوشد و بر فراز آن‌ موجی‌ دیگر و بر فرازش‌ ابری‌ است‌ تیره‌، تاریکی‌هایی‌ بر فراز یکدیگر، آن‌ سان‌ که‌ اگر دست‌ خود بیرون‌ آرد آن‌ را نتواند دید. و آن‌ خدا راهش‌ را به‌ هیچ‌ نوری‌ روشن‌ نکرده‌ باشد، هیچ‌ نوری‌ فرا راه‌ خویش‌ نیابد (نور، ۴۰ـ ۳۹).

۱۸-۲ـ مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوا یعلمون:

مَثَل‌ آنان‌ که‌ سوای‌ خدا را اولیا گرفتند، مَثَل‌ عنکبوت‌ است‌ که‌ خانه‌ای‌ بساخت‌ و کاش‌ می‌دانستند که‌ هر آینه‌ سست‌ترین‌ خانه‌ها خانه‌ عنکبوت‌ است‌ (عنکبوت‌، ۴۱).

۱۹-۲- قرآن‌ کریم‌ درباره‌ بلعم‌ باعور می‌گوید:

واتل علیهم نبا الذی ء اتیناه ء ایاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین. ولو شئنا لرفعناه بها و لکنه اخلد الی الارض و اتبع هوئه فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث اوتترکه یلهث ذلک مثل القوم الذین کذبوا باتنا فاقصص القصص لعلهم یتفکرون:

خبر آن‌ مرد را برایشان‌ بخوان‌ که‌ آیات‌ خویش‌ را به‌ او اعطا کرده‌ بودیم‌ و او از آن‌ علم‌ عاری‌ گشت‌ و شیطان‌ در پی‌اش‌ افتاد و در زمره‌ی گمراهان‌ درآمد. اگر خواسته‌ بودیم‌ به‌ سبب‌ آن‌ علم‌ که‌ به‌ او داده‌ بودیم‌ رفعتش‌ می‌بخشیدیم‌، ولی‌ او در زمین‌ بماند و از پی‌ هوای‌ خویش‌ رفت‌. مَثَلِ او چون‌ مَثَلِ آن‌ سگ‌ است‌ که‌ اگر به‌ او حمله‌ کنی‌ زبان‌ از دهان‌ بیرون‌ آرد و اگر رهایش‌ کنی‌ باز هم‌ زبان‌ از دهان‌ بیرون‌ آرد مثل آنان‌ که‌ آیات‌ را دروغ‌ انگاشتند نیز چنین‌ است‌. قصه‌ را بگوی‌، شاید به‌ اندیشه‌ فرو روند (اعراف‌ ۱۷۶ ـ ۱۷۵).

۲۰-۲- فما لهم عن التذکره معرضین. کانهم حمر مستنفره.فرت من قسوره:

چه‌ شده‌ که‌ از این‌ پند اعراض‌ می‌کنند؟ گویی خرانند رمانیده‌ که‌ از شیر می‌گریزند (مدثر ۵۱ ـ ۴۹).

۲۱-۲- در قرآن‌ کریم‌ بر این‌ نکته‌ تاکید شده‌ است‌ که‌ منافقین‌، مومنان‌ را استهزا (تحقیر و اهانت‌) می‌کنند، لذا خداوند نیز آن‌ها را استهزا می‌کند:

واذا لقوا الذین ءامنوا قالوا ءامنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزون. الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون:

و چون‌ با مؤمنان‌ رو به‌ رو شوند، گویند ایمان‌ آورده‌ایم‌، و چون‌ با پیشوایان‌ خویش‌ تنها شوند، گویند ما با شما هستیم‌، ما فقط‌ ریشخند می‌کنیم‌. خداوند ریشخندشان‌ می‌کند و در طغیان‌شان‌ سرگشته‌ می‌دارد (بقره‌، ۱۵ ـ ۱۴).

آیت‌‌الله‌ جوادی‌ آملی‌ در تفسیر آیات‌ شریفه‌ می‌نویسد:

«این‌ دو استهزاء متفاوت‌ است‌؛ زیرا استهزای‌ منافقان‌ اعتباری‌ و فاقد هرگونه‌ اثر واقعی‌ است‌، اما استهزای‌ خداوند تکوینی‌ است‌ (آنان‌ را سبک مغز و سبک قلب‌ می‌کند)17

«استهزای‌ منافقان‌ نسبت‌ به‌ مؤمنان‌ هیچ‌ اثر واقعی‌ و نقش‌ تکوینی‌ ندارد، بلکه‌ اعتباری‌ محض‌ است‌... اما استهزای‌ خدای‌ سبحان‌ نسبت‌ به‌ منافقان‌، تکوینی‌ و واقعی‌ است‌؛ بدین‌ معنا که‌ خداوند آنان‌ را سبک مغز و سبک قلب‌ می‌کند18

از این‌رو «در آیات‌ مورد بحث‌، خدای‌ سبحان‌ به‌ بخشی‌ از کیفرهای‌ منافقان‌ اشاره‌ می‌کند که‌ استهزای‌ تکوینی‌ خداوند نسبت‌ به‌ آنان‌، یکی‌ از آن‌ کیفرهاست‌، (خداوند آنان‌ را بر اثر اعمال‌ ناروای‌شان‌ به‌ استهزای‌ کیفری‌، سبک مغز و سفیه‌ می‌کند) و دیگری‌ آن‌ که‌ ایشان‌ را در سرکشی‌ و کور باطنی‌ خودشان‌ رها می‌سازد19

۲۲-۲- در سوره‌ مائده‌ مومنان‌ از دوستی‌ با کفار و اهل‌ کتابی‌ که‌ دین‌ را استهزا می‌کنند، نهی‌ شده‌اند. آن‌گاه‌ قرآن‌ کریم‌ مؤمنان‌ را با کفار و اهل‌ کتاب‌ مقایسه‌ کرده‌، و به‌ تلافی‌ ریشخندشان‌، آنان‌ را خوک و میمون‌ خوانده‌ (گردانیده‌) است‌:

یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا دینکم هزوا ولعبا من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و الکفار اولیاء واتقوا الله ان کنتم مومنین. و اذاانادیتم الی الصلوه اتخذوها هزوا و لعبا ذلک بانهم قوم لایعقلون. قل یا اهل الکتاب هل تنقمون منا الا ان ءامنا بالله و ما انزل الینا و ما انزل من قبل و ان اکثرهم فاسقون. قل هل انبئکم بشر من ذلک مثوبه عندالله من لعنه الله و غضب علیه و جعل منهم القرده و الخنازیر و عبد الطاغوت اولئک شر مکانا و اضل عن سواء السبیل:

ای‌ مؤمنان‌ کسانی‌ را که‌ دین‌ شما را به‌ ریشخند و بازیچه‌ می‌گیرند، چه‌ از کسانی‌ که‌ پیش‌ از شما بدیشان‌ کتاب‌ داده‌ شد، و چه‌ کافران‌، دوست‌ نگیرید. و اگر[به‌ راستی] مؤمنید از خداوند پروا کنید. و چون‌ بانگ‌ نماز در دهید، آن‌ را به‌ ریشخند و بازیچه‌ می‌گیرند، این‌ از آن‌ است‌ که‌ قومی‌ نابخرد هستند. بگو ای‌ اهل‌ کتاب‌ آیا جز به‌ خاطر اینکه‌ به‌ خدا و آنچه‌ بر ما و پیش‌ از ما نازل‌ شده‌ است‌، ایمان‌ داریم‌ با ما ستیزه‌ دارید؟ و آیا جز به‌ خاطر آن‌ است‌ که‌ اغلب‌ شما نافرمانید؟ بگو آیا از کسانی‌ که‌ در نزد خداوند از این‌ هم‌ بد سرانجام‌ترند آگاهتان‌ کنم‌؟ [اینان‌] کسانی‌ هستند که‌ خداوند لعنت‌شان‌ کرده‌ و بر آنان‌ خشم‌ گرفته‌ و طاغوت‌ را پرستیده‌اند و [خداوند] آنان‌ را بوزینه‌ و خوک گردانده‌ است‌، اینان‌ بد مقام‌تر و از راه راست [از همه] گم‌گشته‌ترند (مائده‌، ۶۰ ـ ۵۷).

علامه‌ طباطبایی‌ در ذیل‌ این آیه‌ می‌نویسد:

«مفسرین‌ گفته‌اند این‌ آیه‌ دستوری‌ است‌ که‌ خداوند به‌ نبی‌ خود داده‌ که‌ وی‌ کفاری‌ را که‌ دین‌ اسلام‌ را استهزا می‌کرده‌اند از راه‌ تسلیم‌ مؤاخذ ه‌ نماید، و در محاوره‌ و استدلال‌ با آنان‌ راه‌ انصاف‌ را پیش‌ گیرد تا زودتر آنان‌ را قانع‌ و یا ساکت‌ کند، و آن‌ راه‌ این‌ است‌ که‌ بگو ما تسلیم‌ گفته‌ شما شده‌ و قبول‌ می‌کنیم‌ که‌ ایمان‌ به‌ خداوند غلط‌ و شر است‌، لیکن‌ اگر بنا شود شر و غلط‌ رسوا و استهزا شود نخست‌ باید چیزی‌ را به‌ باد استهزا گرفت‌ و مسخره‌ نمود که‌ از هر شری‌ بدتر و از هر غلطی‌ غلط‌ تر است‌ و اتفاقاً آن‌ غلط تر از هر غلط،‌ راه‌ و روش‌ خود شما است‌.

و به‌ فرضی‌ که‌ ما گمراه‌ باشیم‌ شما از ما گمراه‌ترید، برای‌ اینکه‌ لعنت‌ خداوند شامل‌ حال‌ شما است‌ و مسخ ‌شدگانی‌ به‌ میمون‌ و خوک از ملت‌ شما و پرستندگان‌ طاغوت‌ از شمایند، این‌ همه‌ عیب‌ را در خود نادیده‌ گرفته‌ در پی‌ عیب‌ مائید؟ با اینکه‌ عیب‌ ما مومنین‌ (به‌ فرض‌ که‌ ایمان‌ به‌ خداوند عیب‌ شمرده‌ شود) در برابر معایب‌ شما بسیار ناچیز است‌... کسانی‌ را که‌ خدا لعنت‌ کرده‌ و عده‌ای‌ از آنان‌ را به‌ صورت‌ میمون‌ و خوک مسخ‌ کرده‌ و کسانی‌ که‌ طاغوت‌ می‌پرستند بدتر و گمراه‌ترند از مؤمنین‌ به‌ خدا20

نکته‌ی‌ غیرقابل‌ قبول‌ در تفسیر علامه‌ طباطبایی‌ آن‌ است‌ که‌ ایشان‌ مدعی‌اند که‌ اهل‌ کتاب‌ ایمان‌ به‌ خدا را به‌ ریشخند گرفته‌اند، در حالی‌که‌ اهل‌ کتاب‌ به‌ خدا ایمان‌ دارند، ولی‌ به‌ دین‌ اسلام‌ ایمان‌ ندارند. لذا محل‌ نزاع‌ ایمان‌ به‌ خدا نیست‌.

از سوی‌ دیگر ریشخند اعتباری‌ کفار و اهل‌ کتاب‌ هیچ‌ پیامدی‌ ندارد، ولی‌ ریشخند تکوینی‌ خدا پیامد واقعی‌ عملی‌ دارد. یعنی‌ مطابق‌ تفسیر جوادی‌ آملی‌ آنها توسط‌ خدا، سبک مغز، سبک قلب‌، میمون‌ و خوک می‌شوند.

به گفته‌ی وی: «خدای سبحان بارها کافران را به «چارپایان»، «حمار» و «کلب» مانند کرده است21

نتیجه

رویکرد اندیشه‌ی مدرن به «دیگری» و «متفاوت‌ها»، متکی بر چند اصل مهم است:

یکم) گردن نهادن به واقعیت تفاوت

راولز پلورالیسم معقول را «یک ویژگی پایدار» جوامع مدرن می‌داند. وی می‌گوید: «تحت شرایط سیاسی و اجتماعی تأمین شده با حقوق و آزادی‌های پایه‌ای نهادهای آزاد، کثیری از آموزه‌های جامع متضاد و آشتی ناپذیر – و مهم‌تر از آن معقول پدید خواهند آمد و خواهند پایید – اگر چنین کثرتی از پیش حکم‌فرما نبوده باشد... تکثر و تنوع آموزه‌های معقول دینی، فلسفی و اخلاقی که در جوامع دموکراتیک یافت می‌شوند صرفاً یک وضع تاریخی نیست که در اندک مدتی از بین برود22

بخش مهمی از پلورالیسم معقول، اذعان به وجود آموزه‌های متضاد و آشتی‌ناپذیر (اخلاقی – متافیزیکی – دینی) در جامعه است.

راولز می‌گوید: «در جامعه‌ی دموکراتیک مدرن، شهروندان آموزه‌های جامع متفاوت و درواقع قیاس‌ناپذیر و آشتی‌ناپذیر، ولو معقولی را تأیید می‌کنند که در پرتو آن‌ها، برداشت‌های خود از امر خیر را شکل می‌دهند. این واقعیت پلورالیسم معقول است23

دوم) گشوده بودن نسبت به دیگری، مفاهمه‌ی با دیگری، آموختن ازدیگری و نقد دیگری (نفی اسطوره‌ی چارچوب مطابق تعبیر پوپر)24.

سوم) امتناع از داوری قاطعانه و تحکم‌آمیز درباره‌ی دیگری، فاصله‌گیری از دیگری و طرد دیگری (دشوارهای رسیدن به حکم به تعبیر راولز)25.

چهارم) حق انتخاب به عنوان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آدمیان

اما در جهان کهن (دوران ماقبل مدرن)، به نحو متفاوتی با «دیگری» و «تفاوت» برخورد می‌شد.

برایان فی به خوبی چنان نگرشی را توصیف کرده است. وی می‌گوید:

«تفاوت‌های ارزشی شده می‌توانند متصلب شوند و به صورت «تفاوت» درآیند. آنهایی که به طرق خاصی متفاوت از ما هستند می‌توانند به سرعت تبدیل به یک «دیگری» کاملاً ناشبیه به ما شوند.

این گام گذاشتن در راه سراشیبی لغزنده‌ای است که با این شروع می‌شود که می‌گوییم «آنها مثل ما فکر نمی‌کنند»؛ در گام بعدی می‌گوییم «آنها درد و عشق‌شان با درد و عشق ما یکی نیست» و در گام بعدی «آنها مثل حیوان رفتار می‌کنند» و در آخر به اینجا می‌رسد که «آنها میمون، خوک و انگل هستند.»

نخستین گام به سوی نفرت، انسانیت‌زدایی از کسانی است که عجیب و غریب و ناشبیه به ما هستند، و نخستین گام به سوی انسانیت‌زدایی، پافشاری بر تفاوت‌های مطلق و آشتی‌ناپذیر است.

به این ترتیب پافشاری بر تفاوت می‌تواند منجر به عدم تساهل و تسامح شود26


پاورقی‌ها:


۱۳- طباطبایی، المیزان، ج ۲، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، انتشارات دارالعلم، ص ۱۳۵.

۱۴- جوادی آملی، تنسیم، تفسیر قرآن کریم، جلد ۷، صص ۱۳۸- ۱۱۲.


۱۵- جوادی آملی، تنسیم، تفسیر قرآن کریم، جلد ۱۳، صص ۴۳۳- ۴۳۲.

۱۶- طباطبایی، المیزان، ج ۱۳، ص ۴۶۲.

۱۷- آیت‌الله جوادی آملی، تنسیم، تفسیر قرآن کریم، جلد دوم، مرکز نشر اسراء، ص ۲۸۲.

۱۸- پیشین، ص ۲۸۶.

۱۹- پیشین، ص ۲۹۱.

۲۰- طباطبایی، المیزان، ج ۶، ص ۴۱.

۲۱- آیت‌الله جوادی آملی، تنسیم، تفسیر قرآن کریم، جلد ۱۳، ص ۱۲۳.

۲۲- John Rawls, Political Liberalism,(New York: Columbia University Press, 1993) P 36.

۲۳- جان راولز، عدالت به مثابه انصاف، ترجمه عرفان ثابتی، ققنوس، ص ۱۴۸.


۲۴- کارل پوپر، اسطوره چارچوب، ترجمه علی پایا، طرح نو.

۲۵- راولز دلایل دشواری صدور حکم درباره‌ی آموزه‌های اخلاقی – متافیزیکی و دینی و سبک‌های زندگی شهروندان را به خوبی تبیین کرده است.

این دلایل به قرار زیر هستند:

الف) شواهد – تجربی و علمی – یک مورد ممکن است متضاد و پیچیده باشد و بنابراین ارزیابی و سنجش آن‌ها دشوار باشد.

ب) حتی وقتی کاملاً درباره‌ی انواع ملاحظات مربوط توافق داریم، ممکن است درباره‌ی وزن و اهمیت آن‌ها اختلاف نظر داشته باشیم و بنابراین به قضاوت‌های متفاوتی برسیم.

ج) تمام مفاهیم ما، و نه فقط مفاهیم سیاسی و اخلاقی، تا حدی مبهم هستند. موارد دشوار هم بر این ابهام می‌افزایند. این نامعین بودن دلالت بر آن دارد که باید بر قضاوت و تفسیر (و بر قضاوت درباره‌ی تفاسیر) در دامنه‌ای (نه چندان مشخص) تکیه کنیم که ممکن است در آن اشخاص معقول با یک‌دیگر اختلاف نظر داشته باشند.

د) شیوه‌ی ارزیابی شواهد و سنجش ارزش‌های اخلاقی و سیاسی متأثر از کل تجربه‌ی ما، یعنی کل جریان زندگی ما تاکنون، است (نمی‌توانیم بگوییم این تأثیر تا چه حد است)، و قطعاً کل تجربیات ما با دیگران متفاوت است.

پس در جامعه‌ی مدرن، با توجه به وجود مناصب و موقعیت‌های پرتعداد، تقسیم کارهای زیاد، گروه‌های اجتماعی گوناگون و غالباً تنوع نژادی آن‌ها، کل تجربیات شهروندان آن قدر با هم متفاوت است که درباره‌ی تعداد زیادی از موارد پیچیده، اگر نه اکثر آن ها، قضاوت‌های مختلفی دارند.

ه) اغلب درباره‌ی هر دو وجه یک مساله، ملاحضات هنجاری گوناگونی وجود دارد که استحکام متفاوتی دارند و همین امر ارزیابی کلی و همه جانبه را دشوار می‌سازد.

پنجمین و آخرین واقعیت عمومی را می توان چنین بیان کرد:
بسیاری از مهم‌ترین قضاوت‌های سیاسی ما که ارزش‌های اساسی را شامل می‌شوند آن قدر تابع شرایط هستند که احتمال بسیار ضعیفی وجود دارد که اشخاص با وجدان، دلسوز و کاملاً معقول، حتی پس از بحث آزادانه و باز، بتوانند با استفاده از قوای عقلی خود، همگی به نتیجه‌ی واحدی برسند»

(جان راولز، عدالت به مثابه انصاف، ترجمه عرفان ثابتی، ققنوس، صص 72-71).

۲۶- برایان فی، فلسفه امروزین علوم اجتماعی، ترجمه خشایار دیهیمی، طرح نو، صص ۴۱۴ - ۴۱۳.

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 0:15 توسط جستجوگر |


آیا زندگی ارزش زیستن دارد یا نه ؟ این پرسش از ارزش و معنای زندگی ، به طرح یک مسئله جدی فلسفی منتهی می شود ! مسئله ای که پاسخ چندان سرراست و روشنی ندارد و همین سرراست و روشن نبودن پاسخ ، انسان را به سمت پوچی هدایت می کند !

 اما پوچی چیست ؟ پوچی در حقیقت حاصل نوعی عدم تناسب  عمیق و فاصله میان طریقی که انسان می خواهد جریان امور جهان بر آنگونه باشد با طریقی که به واقع جریان امور در جهان بر آن مدار می چرخد است ! آلبرکامو در این رابطه می گوید : ( پوچی بطور کلی زاده مواجهه میان نیاز انسان و سکوت نامعقول جهان است ! )  و اما به راستی این خواست و تمنا و نیاز بنیادی انسان چیست  که جهان در قبال برآوردن آن خاموش و بی پاسخ مانده است ؟ کامو این خواست و نیاز اصلی انسان را تمنای « معنای زندگی » معرفی کرده است ! در حقیقت انسان اندیشمند و مسئول می خواهد که ایده  والا و متعالی تری از زندگی وجود داشته باشد که به هستی و زندگی معنای ارزشمندتری ببیخشد اما چون در بطن و واقعیت جهان این توانایی برای انسان جهت شناخت چنین معنایی وجود ندارد و یا اصولا چنین معنایی در هستی و یا خلقت بصورت هدفی والا و متعالی تعریف  نشده است لذا انسان به درکی پوچ و معنا باخته از زندگی می رسد و رسیدن به چنین درکی برای تمامی انسان ها دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و مقطع زمانی آن را ساختار شخصیتی آن انسان و اهداف کوتاه مدت او تعیین می کند و بعد از دست یافتن به این اهداف و جایگزین نشدن آن هدف با هدفی  متعالی تر  به تدریج حس پوچی به سراغ انسان می آید!

اما واضح است آنچه انسانها در تمامی اعصار و قرون به مانند ماده مخدره ای برای نفهمیدن و عدم درک غیرمتعالی بودن معنای زندگی برای خود تجویز کرده اند تعاریف متفاوت و گوناگونی از خدایان است ! از خدایان با قدرت ها و نقشها و جنسیت های مختلف گرفته تا خدای یکتا و توحیدی و متافیزیکی که هدف و معنای اصلی زندگی و حیات ماهیت جهان هستی منوط به ماهیت و اراده و قدرت و تاثیر گذاری اوست !

در حقیقت با ایمان بدون سوال و جواب و بدون اندیشه به خدای یکتای یا غیر یکتا  معنایی کاذب و غیر متعالی و بدون منطق برای زندگی تعریف می شود ! معنایی که از انسان سلب مسئولیت کرده و همه رویدادها و قوانین و اتفاقات را ناشی از اراده و خواست خدای خود ساخته تلقی می نماید. بدیهی است در اینگونه نگرش انسان دیگر مسئولیتی برای خود در هیچ زمینه ای قائل نیست . او فقط فرمانبردار و مطیع فرامین خدایی است که ماند خود او رفتار می کند و نیازهایی مشابه او دارد...یک روز خشمگین می شود و روز دیگر مهر بی شماری دارد...

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 20:20 توسط جستجوگر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386



پیوندها

فهرست عناوین پست های وبلاگ
-
-
ضد سانسور های جدید
وبلاگ ضد سانسور
وبلاگ ضد سانسور
-
-
-
-
-
-
-
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
--
-
عکسهای تاریخی1
عکسهای تاریخی2
مجله تاریخی دوران
تاریخ ایران معاصر
تاریخ ایران
تاریخ ایران باستان
تاریخ دویست ساله ایران
خاندان پهلوی
-
-
-
-
پیام آزادگان
شناختی از ادیان
بیداری
سایت رضا فاضلی
دانلود صوتی رضا فاضلی
پخش سخنان رضا فاضلی
ایرانیان
آخوند کثیف
سرزمین جاویدان
رفلکس
ک..شعر
ترجمه فارسی قرآن
آخرین نفس های اسلام
کاوه سرا
اندیشه زمانه
رضا فاضلی دات نت
رضا فاضلی دات اورگ
محسن سازگارا
-
-
-
چرا؟؟؟؟؟؟؟
ندای درون
پنجره ای رو به خانه پدری
هرچی شد
پویان نامه
بدحجاب
خرد
فریاد منهای سانسور
تورجان
طنز جدی سیاسی
ایران ب ب
اشعر طنز و جدی سیاسی
عصیان اندیشه
ما هستیم
مقولاتی به مضمون اندیشه
-
-
-
-
-
کتابخانه زندیق
کتابخانه ضد خرافه گرایی
کتابخانه ادبستان کاوه آهنگر
کتابخانه درفش کاویانی
کتابخانه ادبستان کاوه
کتابهای ممنوعه
کتابهای ممنوعه 2
کتابخانه گرداب
کتابخانه ستاره قرمز
کتابخانه امید ایران
کتابخانه قفسه
کتابخانه پارس تیچ
کتابخانه فارسی
کتابخانه آریا
کتابخانه اینترنتی
کتابخانه اکنکار
کتابخانه در جهان
کتابخانه دانلودستان
کتابخانه پایگاه دانلود
کتابخانه نیما
کتابخانه آخوندی
نسکخانه روشنگری
-
-
-
-
-
دانلود مجله
دانلود مجله روزگار نو
دانلود لغت نامه
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مجموعه لینکهای سیاسی
مقالات سیاسی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
سایت خبری و تحلیلی ایران پرس نیوز
سایت خبری و تحلیلی روز نت
سایت خبری و تحلیلی پیک نت
سایت خبری و تحلیلی امروز
سایت خبری و تحلیلی گویا
سایت خبری و تحلیلی بی بی سی
سایت خبری و تحلیلی عصر ایران
سایت خبری و تحلیلی بازتاب
سایت خبری و تحلیلی تابناک
سایت خبری و تحلیلی البرز
سایت خبری و تحلیلی فردا
سایت خبری و تحلیلی الف
سایت خبری و تحلیلی فرارو
-
-
-
سایت خبری ایسنا
سایت خبری آفتاب
سایت خبری جهان
سایت خبری مهر
سایت خبری شریف
-
-
-
-
روزنامه اعتماد ملی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
اخبار مردم تی وی
-
-
-
-
گفتمان اصلاحات
دستان سرد
سیاه مشق
باشگاه اندیشه
نقطه چین
نگاه بی حجاب
پيچك
علف هرز
خبرنگاران صلح
راز نو
negarkha
نگاه نو
شیاف
فهم
دغدغه های یک شیاف
با اجازه
-
زیتون
روزنگار خانم شین
دختر بودن
الیزه
روایت اروتیک
تجاوز شرعی
دل نوشته های یک بیوه
یادداشت های یک دختر ترشیده
opium
دخترک اورجینال
زنانه ترین اعترافات حوا
من و شما
تا رفع حجاب اسلامي
آموزش خانواده
ازدواج موقت
ناگفته های پدران و مادران
پزشک
شفا
-
اخبار ماهواره2
اخبار ماهواره
فرکانس کانالهای فارسی ماهواره
کدهای ماهواره
شرحی بر تلوزیونهای فارسی زبان ماهواره
تلویزیون صدای آمریکا
درباره تلویزیون شما- فولاد وند
درباره تلویزیون رنگارنگ
درباره تلویزیونهای لس آنجلسی
مجله ماهواره
-
رادیو زمانه
رادیو گلها
رادیو مردم
وبلاگ راديو زمانه
بخش فارسي راديو فرانسه
-
-
-
فلسفه یعنی رنج
و خدا جهان را نیافرید
همه ما آدمها یک نفر بیشتر نیستیم
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
سایت ایران سونگ
سایت موسیقی ایران من
سایت موسیقی آوازها
گفتگوی هارمونیک
لینکستان شعر و ادب
سایت ایران ترانه
بزرگترین آرشیو موسیقی
دانلود آلبومهای ترکی
-
-
دانلود آهنگهای ترکیه
دانلود موزیک سریالهای قدیمی
فیلمهای قدیمی
فیلمهای قدیمی در بلاگفا
dvb
takdvb
ایران تراک
سی رنگ
ضیافت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مجموعه لینک تازه ها
بهترینها
-
سنجش سرعت اینترنت
سنجش سرعت اینترنت شما
اطلاعات مفید رایانه 1
اطلاعات مفید رایانه 2
فارسی نگار فینگلیش
طراحان قالب
قالب های نایت اسکین
گالري قالب
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
p30download
مرکز دانلود
مرجع دانلود
-
-
-
-
-
-
عکسها و مطالب جالب قبل از انقلاب
ستاره های ترکیه
-
-
-
جوک خونه
روشول
کلیپ 1
کلیپ 2
عکس و مطالب تفریحی
عكس و فيل تر شكن
پشت زمینه های باکیفیت
گالری عکس
مجموعه عکس 1
مجموعه عکس 2
گرافیک
مجموعه عکس
-
-
سایت دانلود فلاش زنده رود
فلش تست روانشناسی
فلش قلم خونی
فلش عشق اینترنتی
فلش عاشق بی قایق
فلش اردک
فلش زیر حسرت شقایق
فلش خدانگهدار
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin